قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۴/۰۹ - ۰۱:۰۹

راهکارهای قرآنی مقابله با فتنه‌های مذهبی

خداوند بارها به انسان گوشزد می‌کند که تفکرات حزبی، انسان را از حقیقت‌گرایی و حقیقت‌جویی باز می‌دارد و دلبستگی‌های حزبی موجب می‌شود تا اشخاص در موفقیت‌ها، فرح و شادی کاذبی داشته باشند.

 راهکارهای قرآنی مقابله با فتنه‌های مذهبی

به گزارش « سراج24 » خداوند بارها به انسان گوشزد می‌کند که تفکرات حزبی، انسان را از حقیقت‌گرایی و حقیقت‌جویی باز می‌دارد و دلبستگی‌های حزبی موجب می‌شود تا اشخاص در موفقیت‌ها، فرح و شادی کاذبی داشته باشند که هیچ سود حقیقی در آن نیست و بلکه موجب تشدید تنش‌ها و افزایش جدایی‌ها و تفرقه‌ها میان امت واحد می‌شود.


یکی از مهم ترین عواملی که چهره دین را مخدوش می‌سازد، فتنه‌ها و جنگ‌های مذهبی است؛ چرا که آثار مثبت و وحدت آفرین دین را از میان برداشته و به جای تضمین سعادت دو سرا، بدبختی و شقاوت دوجهان را به همراه دارد.

در طول تاریخ، مستکبران و شیاطین با بهره‌گیری از سادگی مومنان با ایجاد فتنه‌ها و جنگ‌های مذهبی برآن بودند تا قدرت استبدادی خود را تثبیت کنند و با ایجاد شکاف و تفرقه درمیان امت‌ها اجازه ندهند تا قدرت مردمی و ایمانی در مسیر درست سازندگی قرار گیرد و بساط ظلم مستکبران را برچیند.

نویسنده در مطلب پیش‌رو راهکارهای قرآنی مقابله با فتنه‌ها و جنگ‌های مذهبی را بیان کرده است. امید که با پیروی مومنان از این راهکارها ضمن مقابله با توطئه‌های مستکبران و دفع آن، زمینه بسیج نیروهای امت برای مقابله با مستکبران و شیاطین جهانی فراهم آید.

فتنه‌های مذهبی، ابزار شیاطین

دین به معنای مجموعه‌ای از بینش‌‌ها، باورها، نگرش‌ها و آموزه‌های شناختی و دستوری، برآن است تا زندگی بهتری را به انسان در دنیا نشان دهد و مردم را برای سعادتی فراتر، پایاتر، ماناتر و زیباتر آماده کند.

از این‌رو، دین می‌بایست عامل همگرایی، وحدت، انسجام، تعاون، همکاری، عدالت و احسان باشد؛ چرا که اینها مهمترین و ابتدایی‌ترین عوامل ایجادی چنان سعادتی است. بنابراین، هرگاه دین نتواند مجموعه اخیر را فراهم آورد در حقیقت ناتوان از ایجاد سعادت خواهد بود و به عنوان یک امر منفی از زندگی بشر حذف می‌شود.

بشر در طول تاریخ همواره با آزمون‌های بسیار سخت و پیچیده، نظریه‌های سعادت را می‌آزماید و در صورت شکست در آزمون آن را کنار می‌گذارد. نظریه‌های مارکسیستی در سده‌های اخیر از جمله نظریه‌هایی بود که در آزمون‌های سخت، نشان داد که نمی‌توان سعادت آفرین باشد.

همچنین نظریه‌های فاشیستی هیتلر و موسولینی نیز نشان داد که جز جنگ و خونریزی نمی‌تواند سعادت ملتی را موجب شود چه رسد که سعادت بشریت را تضمین کند.

دراین میان، دین نیز مانند یکی از مکاتب فکری با ارایه نظریه‌هایی در همه ابعاد زندگی بر آن است تا چنین چیزی را نه تنها در دنیا بلکه برای آخرت انسان فراهم آورد. البته دین اسلام که در قالب شرایع گوناگون از آدم(ع) تا خاتم(ع) ارایه شده، یک مکتب الهی است که خاستگاه آن وحی است. این مجموعه وحیانی، داعی آن را دارد که می‌تواند سعادت دوجهان آدمی با همه مولفه‌های آن بویژه آرامش و آسایش ابدی را موجب شود.

اما چنانکه قرآن گزارش می‌کند درطول تاریخ حیات اسلام از آغاز تاکنون، دوعامل هواهای نفسانی درونی انسان و وسوسه‌های بیرون شیاطین، اجازه نداده است تا اسلام چنانکه باید و شاید در شیوه و سبک زندگی بشر وارد شود بلکه همواره به شکل کژدار و مریز، بخشی از آن نادیده گرفته شده است لذا نتوانسته به فلسفه و هدف وجودی خود دست یابد.

اسلام به عنوان یک دین وحیانی مطابق فطرت و عقلانیت (روم، آیه 30) همواره بر آن بوده تا در چارچوب عدالت بلکه حتی احسان، نظمی را در جان و جهان ایجاد کند که سعادت را در همین دنیا تحقق بخشد؛ اما از آنجایی که همواره مستکبران و شیاطین از آب گل‌آلود بی‌نظمی و بی‌عدالتی، ماهی می‌گرفتند، اجازه نمی‌دادند که بشریت در این چارچوب حرکت کند. آنان با بهره‌گیری از هر وسیله‌ای که آنها را به هدف تفرقه و سلطه نزدیک می‌کند، کوشیدند تا بشریت نتواند اسلام را چنان که هست در زندگی خود به کار گیرد.

خداوند در قرآن راهکارهای سلطه شیاطین مستکبر بر بشریت را بیان می‌کند. از جمله به این نکته اشاره می‌کند که آنان همواره با فتنه‌افکنی در میان مومنان بر آن هستند تا قدرت ایشان بسیج و ساماندهی علیه آنان نشود بلکه با ایجاد تفرقه سلطه خود را افزایش دهند.

خداوند در آیه 4 سوره قصص روشن می‌کند که سیاست شیطانی فرعون مستکبر این بوده که مردمان را به گروه‌های فکری و نژادی و مذهبی و مانند آن دسته‌بندی کند؛ چرا که حزب سازی و جناح‌سازی، به مستکبران این اجازه را می‌دهد تا بتوانند با بهره‌گیری از اختلاف موجود میان احزاب و جناح‌ها قدرت خود را تثبیت یا افزایش دهند.

نکته کلیدی در این میان آن است که هرگروه و حزبی بر این باور است که از نظر اهداف و یا روش‌ها از گروه وحزب دیگر بهتر است. این خودپسندی در باورها و خودرایی موجب می‌شود که جز به موفقیت روش و هدف خود نیندیشند و همه قدرت و ثروت را برای موفقیت حزبی خود به کار گیرند. از این رو تفکرات حزبی نوعی هیجان‌های کاذب و حماسه‌های دروغین را در هواداران و پیروان ایجاد می‌کند که شادی فرح‌انگیز کاذب از نمادهای آن است.

خداوند بارها به انسان گوشزد می‌کند که تفکرات حزبی، انسان را از حقیقت‌گرایی و حقیقت‌جویی باز می‌دارد و دلبستگی‌های حزبی موجب می‌شود تا اشخاص در موفقیت‌ها، فرح و شادی کاذبی داشته باشند که هیچ سود حقیقی در آن نیست و بلکه موجب تشدید تنش‌ها و افزایش جدایی‌ها و تفرقه‌ها میان امت واحد می‌شود. (روم، آیه 32)

از نظر قرآن یکی از مهم ترین عوامل فتنه‌های مذهبی در یک امت آن است که افراد امت به گروه‌های مذهبی تقسیم شده و هر گروه و مذهبی برای موفقیت مذهب و روش خود بکوشد و در این راه موفقیت‌های خود را چنان هیجانی و حماسی به نمایش گذارد که گروه و مذهب دیگر در واکنش عصبی، رفتاری مشابه یا بدتر از خود بروز دهد. چنین رویه‌ای موجب می‌شود که جنگ و فتنه مذهبی در یک امت افزایش و تشدید شود و روز به روز از قدرت امت کاسته و بر قدرت و جلال دشمنان و نااهلان افزوده شود. (همان)

شیاطین مستکبر و ستمگر با بهره‌گیری از گرایشهای مذهبی مردم بر آن هستند تا از آن استفاده کنند و بر قدرت خود بیفزایند و یا قدرت مومنان عدالت خواه و ستم‌ستیز را محدود کنند یا کاهش دهند. آنان با استفاده از ابزار مذاهب و تحریکات مذهبی درصدد هستند تا پیروان مذاهب را به جان هم اندازند. ایجاد حسادت با برترشماری گروهی بر گروه دیگر بر آن هستند تا تخم کینه‌ها و کدورت‌ها را در دل مومنان بکارند و اجازه همگرایی، انسجام و اتحاد ندهند.

راهکارهای قرآنی برای مقابله با فتنه‌های مذهبی

از نظر قرآن، همه امت اسلام از شرایع مسیحی و یهودی و صائبی و مانند آن می‌بایست تحت پرچم مقدس توحید گرد آیند که محور اصلی دین اسلام است.(آل عمران، آیه 64) بنابراین اتحاد در میان پیروان یک شریعت به طریق اولی لازم و بایسته است؛ چرا که مشترکات زیادی در میان آنان وجود دارد. این بدان معناست که نباید هرگز اصول را فدای فروع نمایند. پس اگر عوامل اصلی اشتراک در میان امت همان اصل دین است، تاکید بر فروعات برای تفرقه‌افکنی نمی‌تواند جز حرکت شیطانی باشد.

از نظر قرآن هرگونه تحریکات و حرکت‌های تفرقه‌افکنانه باطل و حرام است و بدتر از آن این که اگر عوامل این حرکتها اموری غیراصیل و فرعی باشد، بسیار زشت‌تر و بدتر خواهد بود. مسلمانان باید همواره بر اصول دین که همان قرآن، پیامبر(ص)، شهادتین، معاد و قبله واحدو نماز و حج و مانند آن است تاکید کنند.

از نظر قرآن، اتحاد میان امت کلیدی‌ترین مسئله است که می‌بایست در چارچوب اصولی چون توحید و مانند آن سامان یابد و هرگونه تفرقه‌جویی و همراهی با آن گناهی بس بزرگ است. خداوند حتی به پیامبر(ص) دستور می‌دهد که از همراهی با گروه‌های مذهبی اجتناب کند؛ زیرا اینها برخلاف آموزه‌های وحیانی رفتار می‌کنند و پیامبر(ص) هیچ مسئولیتی در قبال آنان ندارد وحتی باید از آنان پرهیز کند تا ایشان بدانند که مسیر تفرقه هرگز مسیر دین اسلام نیست و اگر دست از این گونه رفتارها بر ندارند در دنیا و آخرت به عذاب الهی دچار خواهند شد. (انعام، آیه 152)

از نظر قرآن در جایی که آموزه‌های وحیانی برای حل و فصل امور وجود دارد و می‌توان با مراجعه به آن مشکلات را حل کرد، ایجاد اختلاف جز رفتاری خارج از دین نخواهد بود. خداوند در آیه 113سوره بقره می‌فرماید که با وجود تورات و انجیل که راه‌گشای حل اختلاف‌های دینی میان یهود و نصار است، ایجاد فتنه‌ها و جنگ‌های مذهبی نمی‌تواند امری اسلامی و الهی باشد بلکه باید ریشه و خاستگاه آن را حسادت شیطانی و وسوسه‌های ابلیسی دانست.

جالب‌تر این که بسیاری از گروه‌ها و احزاب و مذاهب زمانی به اختلافات دامن می‌زنند که همه چیز روشن و صریح بیان شده است ولی برخی با بهره‌گیری از متشابهات می‌کوشند تا به اختلافات دامن بزنند و تفرقه را در میان مردم نهادینه سازند. (آل عمران، آیات 7 و 19 و 105، بینه، آیه 4)

دشمنان در ایجاد فتنه، به تحقیق‌ها و پژوهش‌های کامل نسبت به دین نیاز دارند. از این رو دانشگاه‌های آنان روی اسلام متمرکز می‌شوند تا ببینند نقاط ضعف اسلام و مسلمانان چیست؟

از آنجایی که در آیات قرآنی فتور و کژی و ناروایی نمی‌یابند، یا به آیات متشابه چنگ می‌زنند که با آیات محکم قابل تفسیر است یا آن که تمام هم و غم خود را متمرکز بر نقاط ضعف مسلمانان می‌کنند. از این رو مردم‌‌شناسی، به یک علم پیشرفته در میان مستکبران تبدیل شده است تا بتوانند میان امت تفرقه ایجاد کنند. در زمان پیامبر(ص) میان انصار و مهاجران و گاه دیگر میان انصار از اوس و خزرج اختلاف افکندند تا با این روش بر جامعه اسلامی مدینه مسلط شوند و حکومت جاهلی خود را بازسازی کنند.

خداوند در آیاتی از جمله 99 تا 103 سوره آل عمران به مومنان و مسلمانان هشدار می‌دهد که مواظب توطئه‌های تفرقه‌افکنانه دشمنان باشند، زیرا آنان درصدد هستند تا با ایجاد اختلاف دیرینه دوباره سلطه خود را باز پس گیرند. آموزه‌های قرآنی، ایمان و بازگشت به خداوند را تنها راه مقابله با این توطئه‌ها می‌داند و از امت می‌خواهد تا مراقب باشند و از عنایت خاص الهی برخوردار شوند.

از نظر قرآن اگر امت بخواهد از همه آثار تفرقه یعنی انحراف از حق و عدالت (بقره، آیه 176)، ذلت و خواری (بقره، آیات 83 تا 85)، سستی و ضعف در برابر دشمن (انفال، آیات 45 و 46)، جنگ و خونریزی داخلی وخارجی (بقره، آیه 253، آل عمران، آیه 103)، شکست (آل عمران، آیه 152)، گمراهی (انعام، آیه 153) و بی‌شوکتی و اقتدار (انفال، آیه 46) در امان باشند می‌بایست از هرگونه فتنه مذهبی و جنگ داخلی اجتناب کنند و با تمسک به اصول دین اجازه ندهند که دشمنان با استفاده از فروع دین و یا مسائل بی‌اهمیت و درجه دوم، آنان را به سوی جنگ و فتنه سوق دهند.

خداوند برای جلوگیری از هرگونه جنگ و فتنه مذهبی به مسلمانان فرمان می‌دهد که از اهانت به مقدسات دیگران خودداری کنند؛ (انعام، آیه 108) چرا که اهانت به مقدسات دیگران، مقابله به مثل را به همراه خواهد داشت و آنان نیز به مقدسات شما توهین می‌کنند.

حتی خداوند می‌فرماید که اگر آنان به مقدسات شما توهین کردند شما نباید به مقدسات آنان توهین کنید و به حکم مقابله به مثل عمل کنید؛ چرا که آنان از روی حماقت و جهالت چنین می‌کنند و اگر شما همان رویه را در پیش گیرید فرقی میان شما که اهل اسلام و اخلاق هستید با آنان نخواهد بود.

تاکید خداوند برای مسلمانان آن است که اگر آنان هر کار زشت و بدی کردند و یا گفتند شما برای حفظ شخصیت و احترام خود با آنان هم کلام نشوید، از آنان با صلح و صفا جدا شوید و با کرامت از برابر کارهای بد آنان بگذرید و با احسان و نیکویی نشان دهید که اسلام چگونه اخلاق خوب را به شخص می‌آموزد و اجازه تعرض نمی‌دهد حتی اگر زشت‌گویی و بدکاری کردند. بنابراین، اصل مقابله به مثل در همه جا به کار نمی‌رود. (فرقان، آیات 63 و 72)

از نظر اسلام اگر کسی یا کسانی از روی جهالت، نبش قبر مومنی کرد نمی‌بایست مقابله به مثل کرد و به مقدسات آنان توهین کرد تا گستاخ شده و اهانت را افزایش دهند بلکه باید بگونه‌ای عمل کرد که از کرده‌شان پشیمان شوند. گاه حتی لازم است به گونه‌ای عمل شود که دشمن از رفتار ما سوءاستفاده نکند.

 پس اگر سخن و یا کلماتی را به کار می‌بریم که از نظر ما خوب و مقدس و درست است ولی دشمن از آن سوءاستفاده می‌کند لازم است از آن کلمات دست برداشت.(بقره، آیه 104) از همین رو برخی از عالمان اسلامی فتوا می‌دهند که از هر گونه لعن علنی خودداری کنید چرا که چنین رویه‌ای موجب گستاخی دشمن شده و یا تفرقه را در میان امت موجب می‌شود. پس برای ایجاد وحدت و اتحاد و انسجام می‌بایست تعاون و همکاری را در کارهای خیر بویژه اصول دین افزایش داد تا با بهره‌گیری از تقوا به سعادت جمعی در سایه اسلام رسید.

اینکه در آیات قرآنی بر تقوا تاکید شده است به این معناست که انسان باید از هر چیزی که او را از اصول دین دور می‌کند و اجازه می‌دهد که توحید و اسلام و قبله و پیامبر(ص) تضعیف شود و جامعه اسلامی زیر سلطه بیگانگان و کافران رود، خودداری کرد.

 اینکه خداوند می‌فرماید: در کارهای نیک و تقوا با هم تعاون و همکاری کنید (مائده، آیه 2) به این معناست که نسبت به هر کار با اهمیت در کنار هم باشید و هرگز کاری نکنید که موجب تفرقه و جدایی شما شود. پس باید همه چیز را برای اصول بسیج کرد و اجازه نداد که کارهای کوچک و بی‌اهمیت و یا مسائل بی‌ارزش و پیش پا افتاده در فروعات، ما را از هدف اصیل یعنی توحید در کلمه و کلمه توحید دور کند.

بی‌گمان در شرایط امروز دنیا به راهکارهای قرآنی وحدت‌آفرین نیاز است و می‌بایست به دور از هرگونه حزب‌گرایی و مذهب‌گرایی افراطی که اصول را مخدوش می‌سازد به سمت وحدت برویم و اجازه سلطه بیگانگان و کافران بر امت اسلام را ندهیم.

البته آنچه بیان شد تنها گوشه‌ای از راهکارهای قرآنی برای مقابله با فتنه‌های مذهبی است ولی این اصول اگر رعایت شود بسیاری از مسایل ما حل خواهد شد و مشکلاتی که اکنون سرتاسر جهان اسلام را فرا گرفته و خون‌های بی‌گناهان از مسلمانان در گوشه گوشه آن بر زمین ریخته می‌شود، ریخته نمی‌شد و مردم در کمال اتحاد و وحدت به سوی تمدن بزرگ اسلامی و سعادت دنیا و آخرت گام برمی‌داشتند./کیهان

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۰
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••